ایلین ایلین ، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

نفسم ایلین

ایلین تمام هستی من

سلام اومدم دوباره با کلی خاطره و عکس دخترم دیگه برای خودش خانمی شده و کلی چیز بلده...تو خونه که راه میری برای خودت شعر میخونی حرف میزنی بی وفقه....   از وقتی رفتیم تولد نازیتا جون تو خونه راه میری میگی نازیتا انقدر هم خوشگل و ناز میگی  ...هی هم میای پیش کامپیوتر میگی تولد نازیتا بزارین    هر لباسی تنت میپوشم سریع میگی ایینه یعنی بریم تو ایینه ببینی خودتو...   بالشت میگیری نی نی میزاری رو پات و این شعرو میخونی ...لالا لالا بخواب ایلین جون ..وای اولین بار شنیدم کلی شاد شدم کلی هم تورو چلوندمت    بابایی که بهت میگه قند نخور وقتی میخوای قند بخوری سریع میگی نصف یعنی اینکه نصف میکنم میخ...
6 دی 1391

21ماه با تو بودن

سلام سلام و صد سلام به ایلین خانم خودم باز هم اومدم از کارهای جدیدت بگم چند وقت پیش من خونه نبودم و بابایی میخواست خوابت کنه بعد که من اومدم خونه دیدم بابایی هنگیده میگم چی شده میگه من امروز از ایلین چیزی دیدم که شاخ دراوردم حالا ببینین چی دیده وقتی که بابایی میخواست خوابت کنه و شما هم خواب نداشتی با خودت فکر کردی که چطوری از دست بابایی در بری الکی چشماتو بستی و به مدت طولانی بدون هیچ تکونی بازش هم نکردی بابایی که میبینه خوابیدی میزارتت پایین  و میره پی کارش میبینه ایلین خانم شیطون بعد 5 دقیقه چشاتو به حالت نمایشی که یعنی خواب بودی باز میکنی و خمیازه میکشی و بلند شدی من که شنیدم کلی خندیدم گفتم واقعا تو فسقلی مارو گول زدی ...
23 آذر 1391

میم مثل مادر

  مـــــــــــادرم تولـــــــــدت مبــــــــــــارکـ در ســــــــتاره بــــــــارانِ میـــــــــلادت میان احساس من تا حضور تو   حُبابی است از جنس هیچ از دستان من تا لمس نگاه تو آســـــــمانی است به بلندای عشــــــــق جشن میلادت را به پـــــــــــرواز می روم دراین خانگی ترین آســــــــــــمانِ بی انتها آســــــــــمانی که نه برای من نه برای تـــــــــو که تنها برای ما آبی ست   مــــادرم ، صفا و صمیمیت و صداقت، گلابِ گلبرگ های وجود توست. عشق و ایمان در پیشانی بلند تو، موج می زند. چشمانت چلچراغ محبت است. چشمه های مهربانی از چشم...
23 آذر 1391

شانزدهمین صدف کوچولوت مبارک

دختر نازم شانزدهمین دندونت هم دراومد ...   برای دختر گلم یه آسمون عشق میارم   برای ناز اون چشاش سخاوت هدیه میارم   یک دل پر امید و مهر ، ترانه ساز غصه ها   هدیه من به دخترم ، همون غریب بی ریا ...
22 آبان 1391

دست خدا همیشه و همه جا بر سرت

  تا دیروز نبودی ولی حس بودنت به من شوق زیستن بخشیده به دنیا آمدی و دنیای من شدی و بهترین صدا تپش قلب توست و بودنت تنها دلیل بودنم به جای شمع غمهایت را به آتش میکشم و هدیه ام قلبی است کوچک   لحظه های هستی من از تو پر شده ست در تمام روز در تمام شب در تمام هفته ...در تمام ماه در فضای خانه .. کوچه .. راه در هوا .. زمین .. درخت .. سبزه .. آب در خطوط در هم کتاب در دیار نیلگون خواب ... خوب خوب نازنین من     ...
17 آبان 1391

تولد مامان فتانه

سلام نفسم...سلام عشقم و سلللللللللللاااااااااااااااااااااامممممممممممممممممم تمام هستی من ... ١٠ مهر تولد من بود که وقت نشد پستشو بزارم ...برای خودم مثل نینی کوچولوها تولد گرفتم و کلی خوش گذروندیم ... تولدت مبارک مامانی (از طرف ایلین جونم )   این هم عکس های شبشه که من و بابایی و ایلین جونم رفتیم بیرون و یک جشن 3 نفره گرفتیم   ایلینم وقتی میخوایم غذا بخوریم  خودت میری سفره میاری و کلی کمک مامان میکنی مامان فدای دختر خانمش بشه ....   کلی حرف های جدید میگی و کلی هم کاراهای جدید یاد گرفتی ولی الان هیچ چی به ذهنم نمیاد ...
23 مهر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفسم ایلین می باشد