ایلین ایلین ، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 29 روز سن داره

نفسم ایلین

سیزده بدر 1391

سلام عسلم...امسال دومین سالیه که سیزده بدر پیش مایی و با هم میریم بیرون پارسال خانمم خیلی کوچیک بود همش خواب بود ولی حالا تمام مدت داشتی تو جنگل راه میرفتی ... ایلین و بابایی و مامانی ایلین و مامانی و خاله   ...
20 فروردين 1391

دلبرک شیرین ادا

سلام نفسم...دختر مامان دلش میخواد زود زود مامان بشه واسه همین عروسکاشو میزاره رو پاش و ما كه پاهامونو تکون میدیم ایلینم کل هیکلشو تکون میده میگه لل لل...   البته بعضي وقت هاهم خودش و ني ني با هم لالا ميكنن   الان ديگه كلمات بيا بدو بده رو كامل ميگي ...ني ني ميگي و بشكن ميزني تا بهت ميگي ني ني كن سريع ميري گوشي و ميگيري ميدي به ما ميگي ني ني ..........   پاهاتو دراز ميكني و اتل متل توتوله ميكني....   رفتيم عروسي دوستم خانمي دلت مي خواست تمام مدت وسط باشي روي صندلي نشسته بودي و وقتي اهنگ شروع ميشد جيغ ميكشيدي و مي خواستي بري وسط برقصي ميرفتي وسط هم همش ميرفتي زير رقص نو...
14 فروردين 1391

دختر ناناز من

سلام مامانی...دخترم روز به روز داره شیرین تر و بازیگوش تر و با هوش تر میشه...الانا که دارم غذا میخوریم وقتی به ایلین میگم تموم شد دستاتو به علامت تموم شدن میزنی به هم که تموم شد   فقط کافیه اهنگ بزاریم برات یا برات شعر بخونیم شروع میکنی به رقصیدن و بشکن زدن که تازگیا یاد گرفتی     الان دیگه عاشق راه رفتنی وقتی هم وایسادی از دور دستاتو باز میکنی و دو میگیری میای بغل ما   من وقتی میخوام شکل خوابیدن و در بیارم و بگم ایلین بیا لالا کن خروپف میکنم و میگم هاخ پیش که حالا ایلین خانم زرنگ ما راه میره میگه اخ پیش اخ پیش ...
11 فروردين 1391

این روز های ایلین ما

دختر قشنگم اين روزها ديگه بدون هيچ كمكي وايميسه و راه ميره يك لحظه هم اروم و قرار نداره ... چند شب پيش خاله بابايي از مكه اومده بود و ما رفتيم وليمه ديگه بگم ايلين چه كارا كه نكرد  تمام مدت داشتي دور ميزدي و پيش همه مهمانا مينشستي و دلبري ميكردي با همه هم دوست شده بودي ... الانا چيزاي كثيف و تشخيص ميدي و اگه روي زمين چيزي پيدا كني و يا دستمال روي زمين باشه ايلين  خانم ميگيريش و ميندازيش يه جاي ديگه و ميگي ايس ايس كه كلي اين كارو جالب و ناز ميگي ... ديگه تمام بد و خوب و تشخيص ميدي و بكن نكن هم ميفهمي به قول عمو امينت خيلي بيشتر...
9 فروردين 1391

سال نو مبارك

    يادم باشد كه زيبا يي هاي كوچك را دوست بدارم حتي اگر در ميان زشتي هاي بزرگ باشند يادم باشد كه ديگران را دوست بدارم انگونه كه هستند نه انگونه كه مي خواهم باشند يادم باشد كه هرگز خودم را از نگاه ديگران ننگرم كه من اگر خود با خويشتن اشتي نكنم هيچ شخصي نمي تواند مرا با خود اشتي دهد يادم باشد كه خودم با خودم مهربان باشم چرا كه شخصي كه با خود مهربان نباشد نمي تواند با ديگران مهربان باشد   هر روزتان نوروز نوروزتان پيروز ...
29 اسفند 1390

ايلين در اتليه

سلام ماماني ...عكس هايي كه روز تولدت رفتيم اتليه گرفتيم و تحويل گرفتم .البته چون اون روز وقت كم بود كم عكس گرفتيم حالا سر فرصت ميبرمت اتليه كلي عكس ازت ميگيرم ...       البته اون روز خيلي خسته بودي تو هيچ عكسي لبخند نداشتي ...
29 اسفند 1390

ایلین خانم و یک روز افتابی

بعد یک مدت طولانی  چند روز پیش افتاب شد که من ازت این عکس ها رو گرفتم           ايلين خانمم اينجا ميگفتي شال و بزاريم سرت كه باهاش برقصي             این هم ایلین خانم و بابایی           ...
29 اسفند 1390

ايلين نفس مامان

سلام نفسم....ماماني جديدا ديگه خودت بدون هيچ كمكي وايميسي راه ميري و ماماني روز به روز شاهد پيشرفتاته .....ايلينم ديگه همه چيز و درك ميكنه كلي براي خودش خانم شده ...     ...
23 اسفند 1390

ایلین خانم با روسری

واي ماماني عاشقتم..........اينجا من خونه نبودم مادر جون برات روسري گذاشت كه چقدر هم بهت مياد  ماماني.......... واي واي واي اينجا هم داري كچاپ ميخوري كه اثر جرمه دور از چشم بابايي عمو پفك و داد دستتو شما هم با كمال ميل و با لذت مشغول خوردني البته بابايي كه ديد خيلي ناراحت شد   ...
13 اسفند 1390

دخترک باهوش من

جدیدا وقتی دلت برام تنگ میکشه میای تو بغلم و محکم بغلم میکنی و بوسم میدی وقتی بهت میگم ایلین لالا کن سریع دنبال بالشت میگردی پیدا که کردی میری سرتو میزاری روش و دراز میکشی   وقتی بهت میگم نینی بغل کن سریع عروسکتو محکم بغل میکنی و حتی بوسش هم میدی   واکسن یک سالگیت هم زدیم مامانی اولش استرس داشتم ...اونجا که رفتیم وقتی شما نی نی های دیگه رو میدیدی که گریه میکردن ناراحت میشدی و لب ورمیچیدی ولی وقتی واکسن خودتو زدن یک ذره گریه کردی سریع بهت گفتم ایلین لامپ روشن کن دستت و دراز کردی و دنبال پریز برق میگشتی و زود ساکت شدی همه تعجب کردن و میگفتن که دخترت چه خانم و ارومه اله...
11 اسفند 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفسم ایلین می باشد